شاهین به آشیانه بازمیگردد قسمت اول فانتومهاي ايران؛ قلب حماسه
-1140x1000w.jpg)
مهدي بابامحمودي
مقدمه
F-4 بدون شك يكي از شاهكارهاي خلقت هواپيمايي است. براي كساني كه از عالم هوانوردي سررشتهاي ندارند، F-4 كلمهاي غريب است اما «فانتوم» را همه ميشناسند. شهرت و محبوبيت اين واژه به حدي است كه در گفتگوهاي عاميانه و كوچهبازاري نيز جايي براي خود باز كرده است.
نقش F-4 در وارد نمودن بسياري از نيروهاي هوايي سراسر دنيا به عصر جنگافزار مدرن هوايي بر هيچكس پوشيده نيست. فانتوم نخستين جنگندهاي بود كه بدون دريافت هيچگونه كمك از جانب رادارهاي زميني، توانايي پيدا كردن و نابود نمودن هواپيماي دشمن را داشت، و اين تازه نيمي از داستان است!
F-4 يك بمبافكن تاكتيكي فوقالعاده كاراست! عظمت، ابهت و شكوه آن را هنگامي كه تا بن دندان به انواع و اقسام بمبها مسلح است را با هيبتي شبيه به B-52 مقايسه ميكنند!
صداي غرش مهيب موتورهاي پرقدرت فانتوم، به وجدآورنده دل دوستان و به لرزه اندازنده اندام دشمنان است. تمام اين توصيفها به كنار، F-4 جنگندهاي بسيار زيباست. اين زيبايي هنگامي كه فانتوم پر و بال باز كرده و به آسمان ميرود، صدچندان ميشود. كمتر كسي است كه حساب كار دستش باشد، فانتوم را در آسمان ببيند و تحت تاثير تركيب اين جنگنده خوشگل قرار نگيرد!
طراحي فانتوم آنقدر باحساب و كتاب بوده كه تقريبا تمام نقشهايي كه يك هواپيما ميتواند بازي كند را در وجود آن ميبينيد. جنگنده رهگير، بمبافكن، هواپيماي اكتشافي، هواپيماي گروه نمايشهاي هوايي، هواپيماي مهد آزمون و قس علي هذا! درباره فانتوم اكتشافي گفتني است، پس از آنكه F-4 عملكرد بالاي خود را به طراحانش ثابت كرد، آنها به فكر افتادند گونه عكسبرداري و شناسايي فانتوم را بسازند. بدين ترتيب جنگندهاي به نام RF-4 قدم به عرصه ظهور گذاشت و به اندازه خود F-4 تاريخ ساخت!!!
در بهمن ماه 1357 در حالي انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد كه نيروي هوايي ارتش ايران داراي 520 فروند جنگنده پيشرفته، 100 فروند هواپيماي ترابري و نزديك به 60 فروند بالگرد بود. از تعداد 100،000 نفر پرسنل در خدمت نيروي هوايي، 5000 نفر خلبانان باتجربه بودند. طبق برنامهريزي كه پيش از انقلاب انجام شده بود قرار بود هرماه 100 نفر خلبان جديد نيز آموزش ببينند. در ادامه، در سالهاي 56 ـ 1355 تعداد 300 فروند F-16A/B سفارش داده شد.
با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره)، نام اين نيرو از نيروي هوايي شاهنشاهي ايران (IIAF) به نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران (IRIAF) تبديل و با يكپارچه شدن بدنه انقلابي نيروي هوايي، اين نيرو بهطور كامل در خدمت انقلاب و اهداف والاي آن قرار گرفت.
همزمان نظام نوپاي شكل گرفته در كشور با تغيير رويه كامل، مخالفت و انزجار خود را از ايالات متحده و سياستهايش اعلام كرد.
با آنكه شعار انقلاب اسلامي ايران اين بود كه: «ما با هيچكس جنگ نداريم»، رژيم بعث عراق در ظاهر براي احقاق حقوق از دست رفته خود در قرارداد 1975 الجزاير و در عمل با تحريك ابرقدرتهاي شرق و غرب، جنگي خونين و فرسايشي را به دو ملت مسلمان تحميل كرد. بلافاصله تمام نگاهها براي دفاع از كيان ملي به سمت نيروي هوايي معطوف شد، تمام هواپيماهايي كه روزي بر سر ارزش واقعي آنها و پولي كه بابت آنها پرداخت شده بحث در گرفته بود به ميدان آمده و اشتباه مخالفان را به آنها ثابت كردند.
در زمان شروع جنگ در سال 1359، ايران 3 گونه مختلف از جنگنده فانتوم را در اختيار داشت؛ 29 فروند F-4D، 162 فروند F-4E و حداقل 17 فروند RF-4E! اين جنگندهها بدون شك ستون فقرات نيروي هوايي ارتش قدرتمند ايران بودند.
با نقش بستن حروف IRIAF بر روي دماغه و كلمه شريفه «الله» در بين پرچم 3 رنگ روي دم هواپيماها، نيروي هوايي تنها نيرويي شد كه از لحاظ ساختاري پس از وقوع انقلاب و حتي پس از جنگ 8 ساله تحميلي (با وجود تلفات بالاي نفرات و تجهيزات) بدون تغيير باقي ماند. اگرچه در طول جنگ برخي گردانهاي شكاري به پايگاههاي مرزي فرستاده شده و برخي براي مدتي مجبور شدند پايگاههاي مرزي خود را به لحاظ امنيت بيشتر ترك كنند، با اين حال نفرات و جنگندههايي كه در آن پايگاهها باقي ماندند حتي با وجود بمبارانهاي سنگين، حملات توپخانه و راكتهاي سطح به سطح FROG-7 عملياتي باقي ماندند.
«شبح» رسيد!
جنگنده F-4D كه بين سالهاي 1347 تا 1349، 32 فروند از آن، لباس نيروي هوايي ايران را به تن كردند، نخستين گونه فانتوم بود كه به كشور وارد شد. از اين تعداد تا سال 1359، 29 فروند باقي ماند كه در قالب گردانهاي 306 و 308 شكاري تحت فرماندهي تيپ 32 شكاري مستقر در پايگاه سوم شكاري «نوژه همدان» قرار داشتند. بهتر است بدانيم كه پايگاههاي هوايي ايران با توجه به زمان عملياتي شدن به ترتيب شمارهگذاري گرديدند. با توجه به اينكه پايگاه هوايي همدان پس از پايگاه يكم شكاري «مهرآباد تهران» و پايگاه دوم شكاري «تبريز»، اعلام موجوديت كرد، لقب پايگاه سوم شكاري به آن اطلاق شد.
تا سال 1358، F-4D با وجود نصب تجهيزات پيشرفته نظير علامتگذار ليزري، بمبهاي ليزري و سامانه هشدار و آشيانهياب راداري، هواپيماي رده دوم نيروي هوايي محسوب ميشد. F-4E به عنوان عاليترين جواب به نيازهاي نيروي هوايي در تعداد بسيار بالا (177 فروند) بين سالهاي 1350 تا 1357 خريداري شد. اگرچه احتمال ميرفت كه تعدادي از فانتومهاي نيروي هوايي ايالات متحده كه به صورت اجاره در خدمت نيروي هوايي ايران بودند به مالكيت ايران درآمده باشند، ولي مقامات رسمي اعلام كردند كه همگي را به صاحب اصلياش باز گرداندهاند.
تا سال 1357 فانتومهاي سري E ايران با تجهيز به بالچه لبه حمله و الكترونيك پروازي رده 556 ارتقاء يافتند. 50 فروند به حسگرهاي الكتريكي ـ نوري ASX-1 تجهيز شدند، در حالي كه بر روي 80 فروند ديگر سامانه «درخت جنگي» تشخيص دوست از دشمن قدرتمند APX-70 نصب شد.
فانتوم وارد خدمت ميشود
در شروع جنگ، فانتومهاي نيروي هوايي در خدمت گردانهاي شكاري زير بودند:
ـ گردانهاي 11 و 12 شكاري تحت فرماندهي تيپ 11 شكاري در تهران ـ پايگاه يكم شكاري.
ـ گردانهاي 61 و 62 شكاري تحت فرماندهي تيپ 61 شكاري مستقر در بوشهر ـ پايگاه ششم شكاري (فانتومهاي اين تيپ به سامانه TISEO مجهز بوده و توانايي شليك موشك ماوريك را داشتند).
ـ گردانهاي 91 (كوسهها) و 92 شكاري تحت فرماندهي تيپ 91 شكاري در بندرعباس ـ پايگاه نهم شكاري (آخرين سري فانتومها كه در سال 1357 وارد ايران شدند در قالب اين تيپ قرار گرفتند).
ـ گردانهاي 71 و 72 شكاري از تيپ 71 شكاري مستقر در شيراز ـ پايگاه هفتم شكاري (بلافاصله پس از شروع جنگ هر دو گردان، F-4Eهاي خود را با F-4Dهاي گردانهاي 306 و 308 معاوضه كردند).
ـ گردانهاي 31، 32 و 33 شكاري در قالب تيپ 31 شكاري به اضافه گردانهاي 306 و 308 شكاري تحت فرماندهي تيپ 32 شكاري مستقر در همدان ـ پايگاه سوم شكاري. (با شروع جنگ مشخص شد كه F-4Dها كه مجهز به بمبهاي ليزري بودند در جبهه جنوب ضد اهداف عراقي به خصوص پلها بسيار كاراتر از F-4Eها هستند. اين در حالي بود كه پايگاه هوايي نوژه همدان با وجود قرار گرفتن در وسط خطوط مقدم و تمركز 4 گردان فانتوم، توانايي عكسالعمل بسيار سريع و قدرتمند عليه هر تهديدي را داشت.)
ـ گردان 101 شكاري مستقر در چابهار در جنوب شرق ايران. (با شعلهور شدن آتش جنگ، فانتومهاي اين گردان به عنوان جايگزين تلفات گردانهاي فعال در جنگ استفاده شدند. پس از جنگ گردان مزبور با تجهيز به F-4D جان تازهاي گرفت.)
اين چيدمان نيروها با چند مورد استثناء در طول دوران دفاع مقدس حفظ شد. استثنائات شامل فرستاده شدن يك گردان F-4E از تيپ 31 به پايگاه چهارم شكاري دزفول (وحدتي)، تقويت گردانهاي مستقر در غرب كشور به وسيله فانتومهاي گردان 91 شكاري و چرخش دايم F-4Dها به پايگاههاي مختلف طي نيازهاي عملياتي كه در بيشتر موارد شماره گردان اصلي خود را نيز يدك ميكشيدند بود. براي نمونه F-4Dهاي فرستاده شده به دزفول همچنان گردان 306 شكاري ناميده ميشدند.
سومين گونه از فانتومهاي ايران كه در طول تاريخ زندگيشان بسيار ناشناخته باقي ماند، گونه عكسبرداري و اكتشاف آن، RF-4E است. رسما تنها 16 فروند RF-4E نو بين سالهاي 1350 تا 1358 تحويل نيروي هوايي ارتش ايران داده شد. اين جنگندهها كه به پيشرفتهترين تجهيزات زمان خود مجهز شده بودند درطي دهه 50 شمسي تا وقوع انقلاب زير نظر مستقيم مستشاران امريكايي قرار داشتند. در آن زمان نيروي هوايي ايالات متحده به اجازه شخص شاه با همكاري نيروي هوايي ايران طي يك سري عملياتهاي محرمانه به انجام ماموريتهاي شناسايي در مرز ايران با اتحاد جماهير شوروي (پيشين) پرداختند. اين پروازها براي شناسايي نقاط كور راداري دفاع هوايي شوروي به منظور پيدا كردن مناسبترين نقطه براي شروع حمله و نفوذ به قلمرو سرخها در صورت وقوع جنگ انجام شده و نتايج آن در اختيار «فرماندهي راهبردي هوايي» قرار گرفت.
در يكي از همين پروازها كه در آبان 1352 صورت گرفت، نيروي هوايي ايران از دست دادن نخستين RF-4E خود را تجربه كرد. اين فانتوم به وسيله يك فروند ميگ MiG-21 نيروي هوايي شوروي سرنگون شد. تا سال 1358 حداقل 2 فروند RF-4E نيروي هوايي ايران از دست رفت. يك فروند طي نبرد «ظفار» در سال 1356 در «يمن» و فروند ديگر نيز طي يك پرواز آموزشي براثر وقوع سانحه از بين رفتند. گزارشهايي نيز مبني بر سقوط چند فروند فانتوم شناسايي در پرواز برفراز شوروي وجود دارد. گفتني است يك فروند RF ديگر نيز در سال 1354 در يك پرواز آموزشي از ناحيه بال به شدت دچار آسيب شد.
تا سال 1359 و در زمان شروع جنگ، نيروي هوايي بهطور رسمي حداكثر تعداد 12 فروند RF-4E عملياتي را در موجودي خود داشت؛ اما واقعيت چيز ديگري بود! در آن زمان ايران بين 19 تا 21 فروند فانتوم شناسايي را در مالكيت خود داشت! علت چنين ادعايي تحويل غيررسمي و محرمانه چندين فروند RF-4E (يا RF-4C) به صورت مستقيم از موجودي نيروي هوايي ايالات متحده به نيروي هوايي ايران است. اين فانتومها كه به «دم سفيد» مشهور بودند در ازاي هواپيماهاي شناسايي از دست رفته درطي عملياتهاي اكتشاف برفراز خاك شوروي به تعداد 6 الي 8 فروند به ايران فرستاده شدند.
نيروي هوايي ايران نيز مانند برخي ديگر از دارندگان RF-4 از اين جنگنده در قالب گردانهاي F-4E استفاده كرد. درطي دهه 50 و 60، RF-4Eها به گردان 33 شكاري (4 فروند)، 61 شكاري (4 فروند) و 62 شكاري (8 فروند) تعلق داشتند. همچنين تعدادي نيز توسط تيپ 11 شكاري مورد استفاده قرار گرفتند.
تمامي گردانهاي فانتوم نيروي هوايي ايران تحت امر فرماندهي دفاع هوايي قرار دارند. اين سازمان عريض و طويل همچنين كنترل 4 گردان F-14A تامكت و 12 گردان F-5A/B/E/F را نيز به عهده دارد.
F-4E كه در ايران اصولا به عنوان يك هواپيماي شكاري ـ بمبافكن مورد استفاده قرار ميگيرد به گستره وسيعي از تسليحات امريكايي نظير بمبهاي معمولي MK82, 83, 84 و M-117، موشكهاي هدايت تلويزيوني AGM-65A (ماوريك) مسلح ميشود. به علاوه F-4Dهاي ايران به سامانه علامتگذار ليزري AVQ-9 (معروف به Zot Box كه در كابين نصب شده است) براي استفاده از بمبهاي ليزري GBU-10 (ساخته شده برپايه بمب MK-84) نيز مجهزند. هر دو فانتوم گونه D و E توانايي حمل و بهرهبرداري از بمبهاي خوشهاي (CBU) انگليسي BL755 و غلافهاي سامانه پادكار الكترونيك ALQ-71, 87 را نيز دارند. همانطور كه قبلا ذكر شد مجموعا 80 فروند از هر 2 گونه چنين قابليتهايي را در اختيار دارند.
براي ايجاد نقش رهگيري و در عين حال دفاع از خود، هر دو گونه توانايي حمل و شليك موشكهاي هوا به هواي AIM-7E-2 اسپارو و AIM-9J/P-1 سايدوايندر را دارا هستند كه نيروي هوايي ايران در دهه 50 تعداد قابل ملاحظهاي را از هر 2 موشك خريداري و انبار نمود. در ادامه و تا وقوع انقلاب چندين سري ارتقاء بر روي اين موشكها اعمال شد.
برخلاف RF-4Eهاي نيروي هوايي ايالات متحده و نيروي هوايي رژيم صهيونيستي، RF-4Eهاي نيروي هوايي ايران توانايي شليك موشك سايدوايندر را نداشته و به همين علت تكيه زيادي بر روي سامانه پادكار الكترونيك و سرعت براي دفاع از خود دارند.
زيرساختهاي پشتيباني
انقلاب اسلامي ايران در حالي پيروز شد كه زيرساختهاي پشتيباني براي نگهداري از ناوگان عظيم جنگندههاي فانتوم ايران هنوز تكميل نشده بودند. در دهه 50 بزرگترين دغدغه نيروي هوايي ايران خريد جنگنده، آن هم در تعداد بسيار بالا بود. ساخت تاسيسات تعميراساسي و خط توليد تسليحات (نظير موشكهاي AGM-65A ماوريك) در شرف اتمام بود. اگرچه شركت صنايع هواپيمايي ايران (IACI) كه در كنار فرودگاه مهرآباد توسط شركت نورثروپ ساخته شده است از زمان پيروزي انقلاب توانايي انجام تعميرات اساسي و اصلاحات و تغييرات بر روي F-4 را دارا بود.
با وجود كمبود تاسيسات مورد نياز براي پشتيباني همهجانبه از ناوگان F-4 و سامانههاي تسليحاتياش، متخصصان كشورمان توانايي استفاده از حجم عظيم قطعات يدكي خريداري شده از ايالات متحده را داشتند. طبق دكترين نظامي پيش از انقلاب، نيروهاي مسلح ايران بايد داراي چنان پشتيباني قطعات يدكي باشند كه در صورت وقوع يك جنگ تمام عيار، بدون احتياج به خارج از كشور توانايي مقاومت تا 6 ماه را داشته باشند. براي نگهداري و سازماندهي اين حجم عظيم از قطعات يدكي، سامانه انبارداري رايانهاي بسيار پيشرفتهاي كه «ثبت صلح» نامگذاري شده بود توسط امريكاييها راهاندازي گرديد. پس از انقلاب با گم شدن تعدادي از كدهاي رمز محرمانه اين رايانه، انبارهاي عظيمي از قطعات به صورت دستنخورده باقي ماندند كه ناوگان F-4E به زودي از اين خلل به وجود آمده و عدم تمركز انبارها دچار لطماتي شد.
شرايط براي 2 گردان F-4D كاملا متفاوت بود؛ نه تنها پرسنل فني اين جنگنده از باتجربهترين و كاركشتهترينها در نيروي هوايي بودند بلكه انبار قطعات مورد نياز آنها در خود پايگاه استقراريافته بود. در ادامه اين نفرات فني باارزش نه تنها F-4Dهاي خود را در بهترين شرايط آماده پرواز كردند بلكه در عملياتي كردن F-4Eها نيز به كمك همكاران خود شتافتند. اين شرايط با شعلهور شدن لهيب جنگ و اعزام دستههاي F-4D به پايگاههايي در جنوب و جنوب غرب كاملا تغيير پيدا كرد.
پس از گذشت مدتي از شروع جنگ، 3 فروند F-4D كه به شدت آسيب ديده بودند براي استفاده به عنوان منبع قطعات يدكي به مهرآباد آمدند. اگرچه تصميم بر تكهتكه كردن اين فانتومها گرفته شده بود اما گزارشهايي در دست است كه نشان ميدهد حداقل 2 فروند از آنها كاملا بازسازي گرديده و پس از جنگ وارد خدمت شدهاند. در سال 1367 نيز لاشه 4 فروند F-4D كه مورد اصابت قرار گرفته، سقوط كرده و يا در روي زمين دچار سانحه شده بودند براي استفاده از قطعات يدكيشان به مهرآباد منتقل شدند.
F-4Eها نيز در طول جنگ بارها از خانه خود به پايگاههاي هوايي ديگر سفر كردند. براي نمونه در بهار 1360 تعداد زيادي از فانتومهاي پايگاه يكم شكاري براي تقويت گردانهاي اعزامي تيپهاي 31 و 33 شكاري به پايگاه وحدتي دزفول فرستاده شدند. لازم به ذكر است اين گردانها تقريبا تمام طول جنگ را خارج از خانه خود (همدان) در دزفول به سر بردند.
در اوايل انقلاب، فانتومها از شرايط فني بسيار خوبي بهره ميبردند كه متاسفانه به دليل پيامدهاي انقلاب، از جمله خرابكاريهاي منافقان و ... اين شرايط تا حدود زيادي افت كرد. از اسفند 1357 تا شهريور 1359، 10 فروند F-4 و حداقل 16 نفر خلبان به دليل بروز مشكلات فني در تعمير و نگهداري از دست رفتند.
با وقوع انقلاب يك سكون نسبي در كل نيروهاي مسلح حاكم شد. نيروي هوايي ارتش نيز از اين قاعده مستثني نبود. با افزايش ناآراميها در كردستان و آذربايجان غربي نخستين واحدي كه عكسالعمل نشان داد نيروي هوايي بود. آنها به شايستگي نشان دادند كه به معناي واقعي «سربازان وطن» هستند. بسياري از اين خلبانان پيش از سال 1356 به نيروي هوايي پيوسته و در ايالات متحده و پاكستان آموزش ديده بودند. حتي برخي از آنها بهطور مخفيانه در پايگاههاي محرمانه ايالات متحده با جنگندههاي ميگ پروازهايي كرده بودند. نتيجه اينكه خلباناني تربيت شدند كه در نهايت تجربه و مهارت، از فانتومهاي خود با تمام توان بهره بردند.
هدايت فانتوم را دو خلبان به عهده ميگيرند؛ خلبان جلو كه فرماندهي جنگنده را در دست دارد اصولا داراي درجه سرواني و بالاتر است در حالي كه خلبان عقب كه كمكخلبان محسوب ميشود ستوان يك يا ستوان دو است. با افزايش تجربه اين خلبانان جوان، آنها به جلو منتقل شده و كابين عقب را براي پذيرايي از خلبانان تازه وارد خالي ميكنند. اين رويه در طول جنگ تا حدودي دچار تغيير شد چون 2 خلبان براي مدت زيادي با هم پرواز كرده، ماموريت انجام داده و هماهنگي خوبي با يكديگر به دست ميآورند.
در طول جنگ تيپهاي مختلف بهطور مداوم خلبانان و نفرات فني خود را به دستور فرماندهي نيرو و به علت رفع نيازهاي عملياتي با يكديگر مبادله ميكردند. با وقوع انقلاب و بروز برخي مسايل، در برخي گردانها تعداد جنگندهها از تعداد خلبانان آن گردان بيشتر بود!
بلافاصله با شروع جنگ، توجه همه خلبانان از تمامي پايگاههاي هوايي به سمت ميادين نبرد جلب شد، مخصوصا پايگاههاي نهم و دهم شكاري. در اين ميان جنگندهها و خلبانان بسياري بين گردانهاي مختلف جابهجا شدند كه از اين رهگذر خلبانان براي هدايت انواع مختلفي از جنگنده فانتوم به خبرهگي دست پيدا كردند. جالب است بدانيم 80 درصد خلبانان F-4 نيروي هوايي ايران با جنگندههاي F-5E/F و F-14 نيز ماموريتهاي جنگي انجام ميدادند! تا شروع سال 1360 خلبانان هواپيماهاي ترابري لاكهيد C-130 و فوكر F27 نيز براي هدايت جتهاي فراصوت آموزش ديدند. اين سياست به معناي آن بود كه بسياري از خلبانان (مخصوصا خلبانان تامكت) توانايي هدايت و انجام هرگونه عمليات با هر 3 نوع جنگنده موجود نيروي هوايي را داشته و بنابراين بهطور موثري اثرات تلفات جنگ فرسايشي تحميلي تسكين داده شد. در ادامه، تعدادي از خلبانان بالگردهاي هوانيروز نيز براي آموزش پرواز با جنگندههاي F-4 و F-5 به نيروي هوايي منتقل شدند. در عمل با به كارگيري چنين سياستي به فرض مثال خلبان F-5E تيپ 41 شكاري با F-4Eهاي تيپ 31 و 33 شكاري كه همگي به اتفاق در پايگاه سوم شكاري مستقر بودند پرواز ميكرد. همزمان همين خلبان با هدايت كردن يك هواپيماي ترابري مثل C-130 براي انجام ماموريت بعدي به يك پايگاه ديگري پرواز ميكرد. چنين ابتكاري در سطح خلبانان نيروي هوايي روحيه وفاق و همدلي بين آنها را به شدت افزايش داد. ناگفته نماند آرم روي سينه و بازوي اين خلبانان با حفظ اصالت به همان گردانهاي اصلي آنها تعلق داشت.
ادامه دارد
منبع: كتاب Iranian F-4 Fantoms